الملا فتح الله الكاشاني

230

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مشاهده كرد و بچشيد و هرگز مثل آن خوشتر و لذيذتر نخورده بود آن مرد را گفت اين را از كجا آوردهء جوابداد كه اهل خانه من اين را بهمرسانيده‌اند گفت دروغ مىگويى و چندان كه تعلل كرد فايده نداد تا كه اظهار كرد كه زنى بسراى من فرود آمده و پسرى دارد آن پسر دعا كرد تا حق سبحانه آب مرا طعام و شراب گردانيد پادشاه را پسرى مرده بود كه بغايت او را دوست داشتى و ميخواست كه او را وليعهد خود گرداند با خود گفت كسى كه دعاى او در تحويل آب بطعام مستجاب شود ظاهر آنست كه در احياى موتى نيز به حد اجابت رسد پس عيسى را طلبيد و گفت تا فرزند مرا زنده نكنى دست از تو باز ندارم عيسى گفت من دعا كنم اما از آنجا فتنهء سانح گردد پادشاه گفت من از آن باك ندارم و دعا كن عيسى فرمود كه به شرط آن دعا كنم كه بعد از زنده شدن پسر تو مرا و مادرم را بگذارى كه هر كجا كه خواهيم رويم و هيچ كس مزاحم ما نگردد پادشاه گفت چنين باشد پس برين عهد دعا كرد حق سبحانه پسر او را زنده گردانيد پس مادر را برداشت و از آن شهر بيرون آمد مردم آن شهر چون ديدند كه پسر پادشاه زنده شد بر پادشاه خروج كردند و گفتند ما منتظر آن بوديم كه چون پسرت بميرد نسل تو منقطع شود و از ظلم و تعدى تو خلاصى يابيم اكنون زنده شده با ما همان خواهد كرد كه تو ميكنى پس فتنهء عظيم در آن شهر پيدا شد و عيسى و مادر او بكنار دريا آمدند جماعتى صيادان بر كنار دريا ماهى ميگرفتند عيسى گفت شما چه كسانيد و در چه كاريد گفتند ما جماعتى صياديم و بصيد اشتغال ميكنيم عيسى گفت بيائيد و رضاى خدا و ثواب دائمى در جوار او صيد كنيد گفتند توضيح اينمعنى كن تا ببينيم كه مدعاى تو از اين چيست عيسى گفت من پيغمبر خدايم پس بر وفق دعواى خود اظهار معجزه كرد و گفت چون دانستيد كه من پيغمبر خدايم پس بيائيد تا دام توجه در لجه توحيد افكنيم و هم چنان كه اينجا شكار ماهى ميكنيد آنجا شكار ارنا اللَّه كما هى كنيد ايشان ايمان آوردند و تصديق وى كردند و اينهااند كه حق سبحانه ايشان را حواريان گفته در اين ايه كه * ( فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسى ) * پس آن هنگام كه دريافت عيسى * ( مِنْهُمُ الْكُفْرَ ) * از يهود كلمهء را كه دلالت بر كفر ايشان كرد يعنى متحقق شد نزد او كفر ايشان مانند تحقق آنچه بحواس مدرك شود و آن اجتماع سخن ايشان بود در مشاورت بر قتل وى و به جهت اين از ايشان فرار نموده از ولايت شام بجانب مصر رفت و بر لب درياى نيل صيادان بوى گرويدند * ( قالَ ) * گفت عيسى * ( مَنْ أَنْصارِي ) * كيستند از شما ياران من * ( إِلَى اللَّه ) * به سوى خدا و ميتواند بود كه جار و مجرور متعلق بانصارى باشد يا تضمين معنى اضافه و تقدير اينكه ( من يضيفون انفسهم الى اللَّه فى نصرى ) يعنى كيستند آنان كه نسبت دهند خود را به خدا در يارى دادن من و يا الا بمعنى مع است يا فى يا لام يعنى يارىدهندگان با خدا يا در كار او يا براى او * ( قالَ الْحَوارِيُّونَ ) * گفتند